ابو القاسم سلطانى

133

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : يونانيان قديم درخت را مىشناخته‌اند و آن را لوطوس Lotus مىناميده‌اند . در اديسه نوشته هومر كه بين سالهاى 1000 و 800 قبل از ميلاد نوشته شده از لوطوس به اين مضمون نامبرده شده است " كسى كه به سرزمين لوتوس‌خواران وارد مىشود و ميوه لوتوس را كه به شيرينى انگبين است بخورد ديگر نمىخواهد بازگردد و بازگشت را فراموش مىكند " 1 * . هرچند در زيرنويس كتاب معادل Lutos " نيلوفر مصرى " ذكر شده است ولى به نظر مىرسد كه منظور لوتوس ميوه درخت مورد بحث بوده كه شيرين‌مزه و مطبوع مىباشد . البته نام لوتوس به 4 گياه به شرح زير اطلاق شده است كه در كتاب دياسقوريدوس هريك در موضع جداگانه و با عنوان لوطوس آمده است . 1 - لوطوس ( دياسقوريدوس ، مقاله اول ، شماره 120 صفحه 114 ) يا گياه مورد بحث با نام علمى كه در صدر آمده و در جامع مفردات ابن بيطار ، تذكره داود انطاكى ذيل ميس و در اختيارات بديعى ، تحفه و مخزن الادويه تحت عنوان ميسن آمده است . 2 - لوطوس ( دياسقوريدوس م - 4 ش 93 ص 350 ) كه حنين معادل عربى آن را حندقوقا آورده و نام علمى آن Trigonella caerulae Ser مىباشد . 3 - لوطوس اغريوس ( Lotos agria ) ( دياسقوريدوس م - 4 ش 95 ص 351 ) ، كه حنين آن را حندقوقى برى ناميده و نام علمى آن Trigonella elatior Sibth مىباشد . اين 2 گياه اخير در كتب سنتى در يك موضع و ذيل حندقوقى Handaquqa آمده‌اند . 4 - لوطوس ( دياسقوريدوس م - 4 ش 95 ص 351 ) كه حنين آن را " لوطس الذى يكون بالمصر " ناميده است شرح اين گياه در كتب سنتى ذيل بشنين آمده اين گياه را العروس يا عرايس النيل نيز ناميده‌اند و نام علمى آن Nymphaea lotus L . مىباشد شرح اين سه گياه اخير در جاى خود خواهد آمد . قدما گياه مورد بحث را چنين توصيف نموده‌اند درختى است بسيار بزرگ به قامت درخت جوز رومى 2 * رنگ چوب آن مايل به سياهى و قرمزى ، سخت و خوش‌بو ، برگ آن شبيه كرفس ولى نازكتر ، با دندانه بيشتر ، نوك‌تيز ، ميوه آن از فلفل بزرگتر به قدر كنار كوچك ، معطر ، خوش‌طعم ، شيرين و خورنى مثلثى شكل مايل به زردى و سياهى و مغز آن سفيد و شيرين مىباشد 3 * . ديوسكوريد درباره اثرات درمانى آن مىنويسد : خوردن ميوه آن براى معده سودمند است خوردن جوشانده براده چوب و يا اماله كردن آن در زخم معده و لكوره سودمند مىباشد لوطوس اسهال را بند مىآورد و مو را قرمز مىكند 4 * . ابن بيطار ذيل لوطوس مىنويسد لوطوس به نوعى حندقوق و بشنين اطلاق مىگردد به همين جهت حنين بشنين را حندقوق مصرى ناميده است مترجمين لوطوس را به ميس ترجمه كرده‌اند كه صحيح مىباشد 5 * و ذيل ميس پس از ذكر شمه‌اى از آنچه ديوسكوريد درباره لوطوس ذكر كرده و به نقل از وى مىنويسد در شام عصاره تهيه شده آن را براى آرام كردن سرفه به كار مىبرند و خيلى سودمند مىباشد و شريف گويد كه جوشانده آبى ريشه آن لزج بوده و ضماد كردن آن باعث نرم كردن پينه 6 * و با سبوس براى شكستگى و جوشانده ريشه آن موهاى مجعد را نرم مىكند هم‌چنين در ادره 7 * موثر